حکایت پیرزنی یاسوجی که در سرمای سوزان در چادر زندگی می‌کند

پیرزن یاسوجی در سرمای سوزان یاسوج بدون داشتن حداقل امکانات به یک دستگاه چادر پناه آورده است.
حکایت پیرزنی یاسوجی که در سرمای سوزان در چادر زندگی می‌کند

زمستان زندگی زبیده قلی پور پیرزن ساکن روستای نرگاه یاسوج را سرد سرد کرده تا جایی که در زیر این آسمان بزرگ به دلیل فقر و نداری تنها به یک دستگاه چادر پناه آورده است ولی سرما کار خودش را می‌کند و این چادر جلودارش نیست.

بی بی زبیده در حیاط گلی و نامناسب خانه فرزندش چادری را برپا کرده تا در هیاهوی زندگی ماشینی و بی خبری همسایه از حال همسایه در زیر آن جا خوش کند غافل از اینکه این چادر تاب سرمای سوزان زمستان شهر سردسیری یاسوج در دامنه‌های کوه دنا همیشه سخاوتمند را ندارد.

«سرما» با بی بی زبیده نامهربانی می‌کند انگار برادرخوانده فقر و نداری‌ای بوده که با زندگی این پیرزن عجین شده و قرار بوده تا پایان زندگی با وی همنشین و همسفر باشد، فقر و نداری دست بردار پیرزن اهل نرگاه یاسوج نیست سرعتش بیش از پیش شده و با زمستان سرد به منزل سرد و بی رمقش سر زده است، شاید این بار تصمیم دارد به زندگی‌اش در سختی و نداری پایان دهد.

بی بی زبیده زن سالمند یاسوجی مددجوی کمیته امداد امام خمینی(ره) است نای دل کندن از چادرش را ندارد و به کارشناسان سازمان بهزیستی که از وی درخواست حضور در سرای سالمندان را دارند، می‌گوید: اینجا همسایه فرزند و نوه‌هایم هستم و دل خوش به صدای آنان نمی‌توانم از آنان دل بکنم.

فرزند پیرزن یاسوجی مانده با مادر چه کند نه نمی‌تواند دل به رفتن مادر به سرای سالمندان دهد نه توانایی احداث سرپناهی برای مادر دارد و بین رفتن و ماندن مادر همچون شمعی زره زره آب می‌شود.

مادر است دیگر حق دارد دل خوش به صدای نوه‌هایش باشد و نتواند دل بکند و تمام سختی‌ها را به جان و دل خریدار بماند حتی اگر “سرما” سکانش آخر زندگی‌اش باشد.

پسر هم حق دارد نگران مادر باشد آخر صدای لالای مادر هنوز در گوشش دلربایی می‌کند و قصه‌های کودکانه و بودن معما که برایش می‌‌‍‌سرود تا خوابش ببرد هنوز یاد دارد و نمی‌تواند به همین راحتی بی خیالش گذشته باشد، در کتاب‌ها خوانده که قرار بوده عصای مادر باشد در پیری.

مدیرکل بهزیستی کهگیلویه و بویراحمد کارشناسانی از جمله مدیر بهزیستی شهرستان بویراحمد را برای بررسی موضوع به روستای نرگاه اعزام کرد تا موضوع را رسیدگی و کمکی به این پیرزن بدون سرپناه داشته باشند.

مدیر روابط عمومی این سازمان می‌گوید: موضوع بی بی زبیده قلی پور پیرزن ساکن در روستای نرگاه توسط کارشناسان این سازمان بررسی که مشخص شد این پیرزن در شرایط سختی زندگی می‌کند.

شاپور عنبری با بیان اینکه این پیرزن مددجوی کمیته امداد امام خمینی(ره) است، افزود:  بی بی زبیده زمین‌گیر و وضعیت معیشتی مناسبی ندارد که بهبود این وضعیت به یک دغدغه برای مدیران ارشد بهزیستی استان تبدیل شده است.

وی با اشاره به اینکه خدمات رسانی به سالمندان در کنار فعالیت‌های بی‌شمار  دیگر از وظایف سازمان بهزیستی است، ادامه داد: مشاوره و رهنمودهای لازم به خانواده فرزند مددجو شخص سالمند برای پذیریش، نگهداری و ارائه خدمات لازم به صورت رایگان   در مرکز نگهداری سالمندان زنان آرامش یاسوج انجام شد ولی خانم سالمند و فرزندان وی نپذیرفتند که مادر خود را تحویل مرکزسالمندان دهند.

عنبری ادامه داد: باتوجه به شرایط نامطلوب سالمند و زمین‌گیر بودن وی و همچنین عدم توانایی خانواده فرزندش در نگهداری سالمند و مهمتر از همه که متآسفانه سالمند در این فصل سرما در یک چادر با شرایط خیلی سختی در حیاط گلی و نامناسب خانه فرزندش سکونت دارد با اصرار رئیس بهزیستی شهرستان بویراحمددر نهایت قبول کردند تا روز شنبه مادر خود را را با هماهنگی بهزیستی شهرستان بویراحمد تحویل مرکز سالمندان آرامش یاسوج دهند تا از این طریق خدمات لازم به صورت رایگان به سالمند ارائه شود.

در صورت بی تفاوتی مسئولان و متولیان امر بویژه نماینده عالی دولت در استان کهگیلویه و بویراحمد « زمستان سرد» پایان زندگی بی بی زبیده پیرزن سالمند یاسوجی است و این قصه غمگین در سردترین فصل سال به پایان می‌رسد.

منبع:تسنیم

مطالب پیشنهادی :

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق این سایت برای © 2018 پایگاه خبری تحلیلی التزام - هفته نامه التزام. محفوظ است.