تنها خبرنگار ضایعه نخاعی کشور: خداوند اولین و بزرگترین خبرنگار است

پای صحبت صمیمی محمدعلی جدیدالاسلام نشستیم. تنها خبرنگار ضایعه نخاعی کشور و شاید جهان. از هر دری گفتیم و پرسیدیم. از عشق رمانتیک و 25 ساله ی وی تا بی مهری مسئولین و مشکلات خبرنگاران. این مصاحبه خواندنی را از دست ندهید. با ما همراه باشید:برای مخاطبان التزام کمی از خودتان بگوییدمحمدعلی جدیدالاسلام هستم. شش خردادماه 1339 در محله 20متری شهرداری اهواز متولد شدم. تا دیپلم درس خواندم. دبستان ارم، مدرسه راهنمایی تخت جمشید و دبیرستان منوچهری حصیرآباد مدارسی بودند که در آنها تحصیل نمودم. دوران بعد از دیپلمم با انقلاب اسلامی مصادف بود. همان سال اول جنگ تحمیلی به خدمت مقدس سربازی رفتم و تا سال 61 و به مدت دوسال در جبهه بودم. بعد از خدمت، دانشگاه ثبت نام کردم ولی به علت جنگ، مدت 3 سال دانشگاه تعطیل شد لذا به کارهای پیمانکاری ساختمان روی آوردم.   وضعیت جسمی شما چگونه اتفاق افتاد و چگونه با آن کنار آمده اید؟در سال 1365 در حین کار ساختمانی از ارتفاع سقوط کردم و به طناب نخاعی صدمه وارد و باعث شکستگی مهره های گردنی شد و دچار عارضه «کوادریپلژی» یعنی ضعف عضلانی و ناتوانی حرکتی چهار دست و پا شدم. دوبار عمل جراحی داشتم. بر اثرشکستگی،  فشار فراوانی که روی مهره های گردن وارد آمده بود باعث شد که دیسک مهره های 4و5و6 گردنم از بین برود. بدنه مهره پنجم نیز خُرد شده بود. این مهره ها را دکتر احمد کامگارپور، جراح مغز و اعصاب جراحی کرد و از ایلیاد لگن استخوانی خارج کرده و عمل فیوژن رو انجام داد و با این عمل پیوند استخوان، اکنون مهره های 4 تا 6 من یک تیکه شده است خدا را شکر عمل خوبی بود. سه سال بعد در بندرعباس عمل باز کانال نخاعی که تنگ شده بود را انجام دادم. فشار از روی اعصاب مقداری برداشته شد و دردهای من کاهش پیدا کرد. دست و پاهای من فاقد حرکت بود ولی بعد از آن عمل بحمدخدا مقداری بهتر شده است.
تنها خبرنگار ضایعه نخاعی کشور:  خداوند اولین و بزرگترین خبرنگار است

پای صحبت صمیمی محمدعلی جدیدالاسلام نشستیم. تنها خبرنگار ضایعه نخاعی کشور و شاید جهان. از هر دری گفتیم و پرسیدیم. از عشق رمانتیک و ۲۵ ساله ی وی تا بی مهری مسئولین و مشکلات خبرنگاران. این مصاحبه خواندنی را از دست ندهید. با ما همراه باشید:
برای مخاطبان التزام کمی از خودتان بگویید
محمدعلی جدیدالاسلام هستم. شش خردادماه ۱۳۳۹ در محله ۲۰متری شهرداری اهواز متولد شدم. تا دیپلم درس خواندم. دبستان ارم، مدرسه راهنمایی تخت جمشید و دبیرستان منوچهری حصیرآباد مدارسی بودند که در آنها تحصیل نمودم. دوران بعد از دیپلمم با انقلاب اسلامی مصادف بود. همان سال اول جنگ تحمیلی به خدمت مقدس سربازی رفتم و تا سال ۶۱ و به مدت دوسال در جبهه بودم. بعد از خدمت، دانشگاه ثبت نام کردم ولی به علت جنگ، مدت ۳ سال دانشگاه تعطیل شد لذا به کارهای پیمانکاری ساختمان روی آوردم.

وضعیت جسمی شما چگونه اتفاق افتاد و چگونه با آن کنار آمده اید؟
در سال ۱۳۶۵ در حین کار ساختمانی از ارتفاع سقوط کردم و به طناب نخاعی صدمه وارد و باعث شکستگی مهره های گردنی شد و دچار عارضه «کوادریپلژی» یعنی ضعف عضلانی و ناتوانی حرکتی چهار دست و پا شدم. دوبار عمل جراحی داشتم. بر اثرشکستگی،  فشار فراوانی که روی مهره های گردن وارد آمده بود باعث شد که دیسک مهره های ۴و۵و۶ گردنم از بین برود. بدنه مهره پنجم نیز خُرد شده بود. این مهره ها را دکتر احمد کامگارپور، جراح مغز و اعصاب جراحی کرد و از ایلیاد لگن استخوانی خارج کرده و عمل فیوژن رو انجام داد و با این عمل پیوند استخوان، اکنون مهره های ۴ تا ۶ من یک تیکه شده است خدا را شکر عمل خوبی بود. سه سال بعد در بندرعباس عمل باز کانال نخاعی که تنگ شده بود را انجام دادم. فشار از روی اعصاب مقداری برداشته شد و دردهای من کاهش پیدا کرد. دست و پاهای من فاقد حرکت بود ولی بعد از آن عمل بحمدخدا مقداری بهتر شده است.

مهمترین مشکلات افراد معلول کدامند؟
مشکلاتی که افراد ضایعه نخاعی دارند زخم بستر، مشکلات درمانی و امکانات پزشکی می باشد که اینها متاسفانه هزینه ی بالایی دارند و امکاناتی که دستگاه حمایتی همچون سازمان بهزیستی در اختیار آنها قرار می دهد کم و گاها غیرقابل استفاده است. هیچگاه اعتبارات را بر اساس نیاز معلول خرج نمی کنند بلکه خودشان یک سری امکانات خریداری و در اختیار آنها قرار می دهند و معلول محکوم و مجبور به استفاده از آنها است و گاها جنس را به بازار برده با نصف قیمت بفروشد تا کالاهای مورد نیاز خود را تهیه کند.

یک روز جدیدالاسلام چگونه می گذرد؟
اگر کار ضروری داشته باشم صبح زود بیدار میشوم در غیر اینصورت حدودای ده یازده بیدار می شوم. لیوان چایی می خورم و یک ساعتی موسیقی گوش می دهم تا نشاط، سرزندگی و امید را در خود تقویت کنم. تلفنی پیگیر کارهای خود و دیگر دوستان می شوم. مدتی حرکات نرمشی ورزشی انجام میدهم . ناهار میخورم و اخبار نیم روزی را گوش می دهم. بعدازظهر در فضای مجازی اخبار و دیگر مطالب گروه ها را پیگیر می شوم. با ویلچر خود به دیدن دوستان و انجام برخی امور می پردازم.  قبل و بعد از شام هم تا دیروقت در گروه های تلگرامی هستم و با دوستان به مشاوره و محاوره مشغول می شوم تا خوابم بگیرد! قبلا جزو هیات موسس انجمن معلولین استان بودم ولی اواخر به علت مشکلاتی، تعطیل شده که امیدواریم با قول مساعد دوستان این انجمن فعالیت خودش را از سر بگیرد.

خبرنگاری را از چگونه و از چه زمانی آغاز کردید؟
بر اساس یک اتفاق جالب به کار خبر کشیده شدم. در سال ۱۳۷۸ یک روز رفتم دکه روزنامه فروشی مایحتاج خود را خریداری کنم، فروشنده پول خرد نداشت که باقی پول ما را پس بدهد لذا پیشنهاد کردم یک روزنامه به من بدهد. روزنامه «هفته نامه» نورخوزستان را گرفتم و شب مطالعه اش کردم. دیدم یک قسمت تحت عنوان «مسئولین و مشکلات مردم» که به معضلات مردم می پردازد وجود داشت. من هم مشکل گاز منطقه را منعکس کردم. هفته بعد مطلب را با اسم خودم درج کرده بودند و این باعث شد برای نوشتن خبر تشویق شوم.در دوران چندین ساله معلولیت، مطالعات گسترده ی قرآنی داشتم و یادداشت های آن زمان را برای نشریه فرستادم که با استقبال خوبی مواجه شد. و در همان زمینه نیز کتابی در دست تحریر دارم تحت عنوان «جایگاه انسان در نظام آفرینش» که بخش سوم آن در حال ویراستاری است.

با این وضعیت چگونه کار خبر انجام میدهید؟
از زمان همکاری با هفته نامه های نورخوزستان و فجر، حضوری یا تلفنی نزد مسئولین می رفتم و مصاحبه میگرفتم و آن مصاحبه ها در این نشریات چاپ می شد و معلولیت با تمام مشکلاتش نتوانست از اراده من برای انعکاس و حل معضلات شهروندان کم کند.

چند نمونه از تاثیرات عملی نوشته های خود را ذکر نمایید؟
موارد زیادی بودند. با توجه به سابقه زیادی که در کار ابنیه، تاسیسات و ساختمان داشتم می دیدم که پیمانکاران شهرداری لکه گیری آسفالت یا پیاده روسازی را درست انجام نمیدادند من پیشنهاد لکه گیری آسفالت بطور استاندارد را ارائه دادم تا برای بریدن آسفالت از «کاتر» استفاده کنند چرا که قبلا با کمپرسور این کار انجام میشد و علاوه بر ایجاد آلودگی صوتی شدید و احتمال آسیب جسمی به کارگران، کار به آنصورت تمیز و مطلوب نمی شد و در زمان ترمیم هم مصالح ریخته شده درست فشرده نمیشد. ولی کاتر هم سریعتر است هم مدرنتر و هم حین ترمیم، آن مواد و مصالح به خوبی فشرده شده و مدت زمان بیشتری از استحکام برخوردار خواهد بود همچنین پیشنهاد دادم غلتک یا کمپاکتور حتما همراه اکیپ کارگری باشد.

در این زمینه عناوینی هم به دست آورده اید؟
سال ۸۳ جشنواره ی سراسری یازدهم در بخش ویژه، مقام دوم کشوری را کسب کردم و در جشنواره شهر و رسانه نیز با مقاله «اهواز آلوده ترین شهر جهان» دوم شدم.

تلخی و تندی خاصی که در نوشته های شما وجود دارد ناشی از چیست؟
از آنجاییکه دوسال در جبهه بودم و با همرزمانم زندگی کردم خواسته ها و نیت های آنها را می دانم. برایم سخت است ببینم که آرمان آنهایی که شهید شدند نادیده گرفته بشود. کسانی که بر مسندی تکیه می زنند و مسئولیتی را می پذیرند یادشان رفته که چه خونهایی ریخته شده چه جوانانی بوده اند که به جنگ رفتند و از جان و همه چیز خود گذشتند تا امنیت امروزمان تامین شود این فراموشی برخی مسئولین باعث میشود زبان تندی داشته باشم یا تلخی خاصی در نوشته هایم به کار ببرم.

منبع درآمد شما ؟ و چه کسانی در انجام امور شما کمک می کنند؟
منبع درآمدی به آن صورت ندارم بیشتر مخارجم را خانواده تقبل می کنند و باز هم خانواده هستند که کمک حال من هستند…

چرا تاکنون ازدواج نکرده اید؟
جنبه شخصی دارد. من بعد از معلولیت هم توانایی تشکیل خانواده دارم ولی مشکلات خانوادگی باعث شد این قضیه تاکنون نزدیک به بیست و پنج سال مسکوت بماند. از یک طرف نمیتوانم با کسی جز آن خانمی که قول و قرار ازدواج با ایشان داشتم ازدواج کنم و از یک طرف دیگر آن بانو تاکنون بر سر حرف خود مانده و بخاطر من مجرد مانده است!! و بر سر تعهدی که دادیم مانده ایم .

شما که تا این حد به هم علاقمند هستید چرا به خود فرصت نمی دهید که به همدیگر برسید؟
نخواستم و دوست ندارم مسئول خانواده نباشم چون فردی با این شدت معلولیت نمی تواند وظایف مسئولیت خانواده را به نحو احسنت انجام بدهد.

چقد احتمال میدهید که به هم برسید و چرا برای این وصلت اقدامی نمی کنید؟
این دنیا نشد، آن دنیا به هم می رسیم (با خنده). برای اقدام، باید تغییرات، بهبودها و  تحولاتی در زندگی رخ بدهد. اوائل معلولیت پزشکها گفتند شاید ۱۰ماه زمینگیر شوید. با تقلا گفتم آقای دکتر چگونه می توانم ۱۰ماه دوام بیاورم؟ ولی حالا دیگر عادی شده و ۳۰سال است که اینگونه زندگی میکنم و تفاوت خاصی حاصل نشده است ولی می باید درخواست ازدواج را می کردم که نکردم.
من پلک زدن خودم را به اذن خدا می دانم و اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد خود خدا آن اتفاق را در زندگی ما جاری میکند و اگر تا کنون از هم جدا هستیم شاید حکمت خداوند باشد.

یک خبرنگار خوب چه فاکتورهایی باید داشته باشد؟
خبرنگار خوب کسی است که تعهد داشته باشد و بداند که انسان کیست از کجا و چرا آمده و به کجا خواهد رفت و انسانی که خود و خدای خود را بشناسد بی شک انسان متعهدی خواهد بود. آنگاه است که چشم و گوش مردم خواهد شد و نباید از ستمگری و کم کاری مسئولین چشم پوشی کند. در کنار این صداقت نیز نقش زیادی دارد و انسان صادق چون نوری همه جا را روشن می کند.

چه اندازه از وضع رسانه های و خبرنگاران استان رضایت دارید؟
خبرنگاران و روزنامه نگاران در خوزستان افرادی توانمند و باسواد هستند که عمر و انرژی و سرمایه خود را در این راه گذاشتند ولی به حق خودشان نرسیدند چرا که متاسفانه به دلایل مختلفی، آن امکانات و فضایی که باید را در اختیار ندارند تا بتوانند مشکلات جامعه را رصد و نسبت به رفع آن اقدام کنند. از طرفی مسئولین که همکاری نمی کنند و با رسانه ایها تعامل سازنده ای ندارند و از آنجا که نمیخواهند مشکلاتشان منعکس شود ایجاد محدودیت اطلاعاتی و عملی می نمایند و از طرفی دیگر از بعد مادی چه از نظر مسکن چه از نظر معیشتی چه از نظر بیمه ای و مقوله درمانی و پزشکی نیز رسانه ای ها حمایت نمی شوند و از این منظر همیشه در مضیقه هستند و این باعث می شود نتوانند بصورت کامل به رسالت رسانه ای خود جامه عمل بپوشانند چرا که هر لحظه احتمال دارد از حداقل ها محروم شوند به همین خاطر قلمهای خود را کُند می کنند و با تساهل، تسامح و مدارا با مسئولین و مشکلات تعامل می کنند در صورتی که اگر اختیارات، امکانات و استقلال کافی داشته باشند می توانند خیلی راحتتر به حل مشکلات بپردازند.

جایگاه عشق در خبرنگاری؟
خبرنگاری کار الهی است و اولین خبرنگار خود خداوند بوده که خبرنگاری را به بهترین شکل در کتب الهی بویژه قرآن کریم ثبت نموده است. از سرنوشت اقوام گرفته تا بیان و پیگیری مشکلات، پند و اندرز و امر به معروف و نهی از منکر و… در مجموع همه مطالب را بیان فرموده است و به جرات می توان گفت که قرآن یک الگوی بی نظیر برای همه خبرنگاران جهان است و همین الهی بودن خبرنگاری، خودش اوج عشق و دلدادگی است.

محور نوشته های شما کدام زمینه ها هست؟
زمینه های مختلفی همچون اقتصادی «با توجه به رشته تحصیلی ام»، اجتماعی و فرهنگی بویژه امور دینی همچون روزه، حج و… اولویت های نوشته های من هستند و در زمینه اعتیاد، بیکاری جوانان و بخصوص مشکلات افراد معلول مقالات، یادداشت ها و گزارشهای زیادی نوشته ام.

چرا مسئولین و یا حتی رسانه ای ها از شما تفقدی نمی کنند؟
یکی از ترفندهای شیطان ایجاد غفلت است و آگاهان همیشه مواظب هستند که دچار غفلت نشوند. من از مسئولین هیچ توقعی ندارم که تفقدی کنند یا حتی حالم را بپرسند ولی انتظار دارم نسبت به افراد سالم و کسانی که زحمت می کشند و عمر و زندگی شان را پای کار گذاشته اند توجه کنند و از آنها تقدیر کنند تا بیشتر فعالیت کنند. معلولین و کسانی که نقص عضوی دارند در جامعه ی ما به چشم نمی آیند و نتوانستند جایگاهشان را بدست آورند و از آنجا که مسئولین از جانب این افراد احساس خطری نمی کنند و هیچگاه از طرف این افراد مورد استیضاح یا سوال نمی شوند لذا نسبت به آنها بی توجهی می کنند.از طرفی دیگر ما هم می دانیم که کارمان برای رضای خداست لذا چشمداشتی به لطف مسئولین نداریم.

از چه چیزی دلتان می گیرد؟
از ظلم و بی مهری به زیر دست، ایتام و افراد ناتوان دلم می گیرد.

دغدغه های ذهنی اکنون و فردای جدیدالاسلام چیست؟
اعتبار نام ایران، کشورم و مردم آن هست بویژه جوانان که واقعا مظلوم هستند که با این همه استعداد بیکار می باشند نمی توانند برنامه ریزی کنند و ازدواج کنند شغل خوبی داشته باشند و… امیدوارم جوری بشود که کشورم همیشه نامش پایدار، مردمش سربلند و جوانانش موفق باشند.

مرگ خبرنگار چه زمان اتفاق می افتد؟
کار اصلی خبرنگار دفاع از حقایق، خوبی ها و ارزشها است دفاع از مظلوم برابر ظالم است و هرگاه خبرنگاری حس کرد که این صفات در وجودش کم رنگ شده اند مرگ وی اتفاق افتاده است. امر به معروف و نهی از منکر نیز از اصلی ترین وظایف یک خبرنگار خوب است.

دلیل همکاری شما با التزام ؟
چون هفته نامه التزام یک نشریه ی مستقلی هست که به هیچ جناح و حزبی متمایل نیست. با مدیریت آن آشنایی دارم. وی از افراد مومن، صادق و متعهدی است که مشکلات مردم را تا حصول نتیجه پیگیری می کند. شما می دانید که کمتر نشریه ای هست که ریسک حصول نتیجه را به جان می خرد و این خیلی خیلی مهم و ارزشمند است.

چه چیز یا چه کاری به شما آرامش می دهد؟
شادی و خوشحالی دیگران به من آرامش می دهد.

چه صحبتی با جوانانی که علاقمند به کار خبری هستند دارید؟
به دوستانی که به قصد کسب درآمد و نفع مادی به این حرفه روی می آورند توصیه می کنم که ورود نکنند چرا که از نظر مادی ممکن است منبع درآمدی باشد ولی مشروع نخواهد بود و عرصه خبر جایگاه افراد متعهد و دلسوزی است که دغدغه جامعه و مردم و کشور را دارند.

حرف ناگفته؟
سلامتی شما و جوانان وطن

مطالب پیشنهادی :

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق این سایت برای © 2021 پایگاه خبری تحلیلی التزام - هفته نامه التزام. محفوظ است.