اشعار رسیده برای فراخوان ولادت امام حسن مجتبی«ع»

شعرهای فارسی: دومين خورشيد ولايت دومين خورشيد آن منظومه ی آل ولامي درخشد در زمين و آسمان و كبريا دُرّ زيباي بتول و شيرِ مردان عربغوطه ور گشته به درياي علومِ مرتضي(ع) بسكه احمد(ص) صورتش را بوسه باران كرده بودمي تراود از نگاهش صد نگاهِ مصطفي(ص)
اشعار رسیده برای فراخوان ولادت امام حسن مجتبی«ع»

شعرهای فارسی:

دومین خورشید ولایت

دومین خورشید آن منظومه ی آل ولا
می درخشد در زمین و آسمان و کبریا

دُرّ زیبای بتول و شیرِ مردان عرب
غوطه ور گشته به دریای علومِ مرتضی(ع)

بسکه احمد(ص) صورتش را بوسه باران کرده بود
می تراود از نگاهش صد نگاهِ مصطفی(ص)

 آن امیرِ یکه تازِ جنگهای عدل و داد
حجله ی فرزند بسته در زمین کربلا

گشتْ در اوج ریا و اوج نا فرمانبری
وارثِ ملکِ ولایت ، وارثِ شیر خدا

کینه ها و حیله ها در خانه و در راهِ او
تا مگر صد پاره سازد قلب و نای مجتبی(ع)

حقِ مطلب را کسی در حقِ او احیا نکرد
این هم از مظلومی دُردانه ی آلِ عبا

ترس دارم در تقاصِ حقِ او طوفان کند
خشمِ جمله انبیاء ، هنگامه ی روز جزا

                          
ذوالفقار شریعت

*****

دلم خوشن که امشو گرگشو هن
همی که بی ره افتو گرگشو هن
همی جا خلغلن غوغاییم هن
کل و کلیک و شب و بلواییم هن
بچا دل تو دلاشو نیسن امشو
کاری به غصه ها شو نیسن امشو
بعد از افطار صحری خونه وام بن
پر از رقص نی و همبونه وام بن
تو هر کیچی صدی خنده بلندن
صدی رفته صدی انده بلندن
همه کیسه تو دس دم یک می دونن
در حوش می زنن تک تک می دونن
میشن تو هر سرا تا چیشو هادن
شخی الوک و بسکوت سیشو هادن
مث مور میرخن هر جا که چی هن
همه خونی که سیشو خونی گچی هن
می خون گرگشو سی فردشو شو
می خونن گرگشو دکله بشو شو
تا وختی کیسیاشو پر پر ائیت
یکیشو خسه واویت دلبر ائیت
اوسا هرکس وامیگردت به خونه
وامیشمارت چیاش دونه به دونه
بیو دوتی به بچباری واگردیم
به سالی پار و پیراری واگردیم
دوتی مو بیخیال غصه و غم
بشیم سی گرگشو دس تو دس هم

ارسال: وصال شریف لو

*****

دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است
که موی تیره و روی سپید با حسن است

مبین ز نسل حسن هیچکس امام نشد
به حُسن بینی اگر هر امام را، حسن است

حسین میشنوم هرچه یاحسن گویم
دو کوه هست ولی کوه بی صدا حسن است

حسین نهی به قاسم دهد، حسن دستور
ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است!

بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت
بیا که کنیه شیرخدا اباحسن است

محمد سهرابی

*****
. مطلع شعر من از عشق تو حیران شده است

بیت در بیت دلم بی سر و سامان شده است

عالم پیر دگر باره چه در بر دارد

گوئیا شور جوانیست که در سر دارد

لحظه آمدنش غصه نهان خواهد شد

“عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد”

وخدا خواست که یک برگ دگر رو بکند

جهت قبله نما روی به آن سو بکند

مژده آمدنش تا به پیمبر دادند

همه ذرات جهان در تب و تاب افتادند

نور خورشید ز دامان قمر می آید

چقدر طفل به مادر به پدر می آید

چهره اش ، ناز نگاهش به پیمبر رفته

کرم و عاطفه اش نیز به مادر رفته

این پسر کیست چنین جلوه محشر دارد

از همین کودکی اش هیبت حیدر دارد

ماه مهمانی حق نیز به مهمانی اوست

امشب افطار علی بوسه به پیشانی اوست

و در آن لحظه که این کودک شیرین آمد

شک ندارم که خدا نیز به تحسین آمد

تا در آئینه ی او حُسن خدا را دیدند

نام او را ز سماوات حَسن نامیدند

بر لبان علی و فاطمه لبخندآمد

کوچه امشب به تماشای حسن بند آمد

و خداوند روی سر در افلاک نوشت

هست او سید و آقای جوانان بهشت

دشمنش خوار و ذلیل است مریض است مریض

پسر حیدر و زهراست عزیز است عزیز

در شجاعت که شده فاتح پیکار جمل

و شهادت شده در کام پسرهاش عسل

مادرش نام مرا سائل این خانه نوشت

روزی شعر مرا نیز کریمانه نوشت

پدرش گفت بیاییم و گدایش باشیم

کاش امشب همه مشمول دعایش باشیم

دلخوش از مستحبی هستم و شد ورد لبم

چون که واجب شده پاسخ بدهی مستحبم

با لب روزه تو را می دهم ای یار سلام

که کریمانه بگویی به من زار سلام

سائل خانه ات از حد و عدد بیرون است

آسمان نیز به درگاه شما مدیون است

نظری کن که در این ماه مسلمان بشویم

کاش بر سفره ی افطار تو مهمان بشویم

*****

شعرهای عربی:

((  قصیده گرگیعان ))
 چانت دیرتنه اشمحلاها
و اشمحله الیالک رمضان
نتسامر بالخیر اویاها
و تلعب عألربضه الصبیان
دچتنه المغرب تلگاها
مفروشه ابلول و حصران
یتلاهب موگدنه احضاها
و امغطی القوری الدخان
و الدله ایفوح بسماها
هیل الگهوه و بألفنیان
شربت مای الحب رواها
و تشطر بلمده النهران
و عدنه امدانه العز علاها
فوگ المرفع بألیوان
ینشاف الخیر ابمرأها
خبزت تنور النسوان
حنتله اضلوعی و حناها
سم سم حنایت رغفان
هزت رایوحه و رحاها
دارت و اتدر الألبان
شکوه المغرب خضیناها
روب اینوبیه الدسمان
و انحط امعسل ویاها
صینیه انفظ عألجیران
و اطبیله اتدگ ما ننساها
و تتفطر أهل الأیمان
ویت التسیوره و حیاها
و الگعده امگابل دیوان
سالوفت عزنه و نتباها
طاریهه ایسلی الحیران
و لویت الگمره اتلگاها
المیلاد شبر فرحان
بارکنه الفاطم و الطاها
و الحیدر أجمل الحان
انشوده و حینه الغناها
گرگیعان و گرگیعان
   *****  

” ﮔﺮﮔﯿﻌﺎﻥ “
ﯾﺎ ﮔﻤﺮﺓ ﺑﺪﺭ ﺭﻣﻀﺎﻥ
ﺗﺬﮐﺮﻧﻲ ﺍﺑـ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺻﺒﺎﻱ .
ﯾﺎ ﻓﺮﺣﺔ ﺷﻮﺍﺭﻋﻨﻪ
ﻭﻧَﺸﯿﺪ ﺇﺗﮕﺮﮔﻊ ﺍﻟﺼﺒﯿﺎﻥ ..
ﯾﺎ ﻟﺬّﺓ ﺟِـﻠﯿّﺔ ﯾَﺪﺗﻲ
ﻭ ﯾﺎ ﺇﺫﺭﺓ ﺍﻟﺠﯿﺮﺍﻥ ..
ﻳَـ ﺯﻫﻮﺓ ﻃُﺒﮓ ﻋﯿﺶ ﺃﺻﻔﺮ
ﻳَـ ﺭﯾﺤﺔ ﻫﯿﺲ ﺍﻟﻤﺪﻭّﺭ
ﻳَـ ﻃﻌﻢ ﺍﻟﮕﺮﮔﺮﻱ
ﺍﻟﻔﺎﺭﮔﻨﻲ ﻣﻦ ﺇﺯﻣﺎﻥ ..
ﺗﺬﮐﺮﻧﻲ ﺍﺑـ ﺑﯿﺎﺽ ﺍﺻﺒﺎﻱ !
ﺳﻮﺍﺩ ﺍﻟﯿﻮﻡ ﻣﺮﻣﺮﻧﻲ ..
ﻟَﺮﺩﻥ ﭼﻒ ﻃﻔﻞ
ﻭ ﺃﻧﺪَﮒ ﻋﻠﯽٰ ﺍﻟﺒﯿﺒﺎﻥ ..
ﻟَﺮِﺩ ﺍﺑﺼَﻢ ﻧِﻘِﻞ ﻋﺮﮔﺎﻥ ..
ﻟَﺮِﺩ ﺍﻣﻘﺴﻢ ﺍﻟﻔﺮﺣﻪ
ﻋﻠﯽٰ ﺍﺑﯿﻮﺑﻲ
ﻟَﺮﺩ ﺃﻧﻔﺾ ﻓﺮﺣﺘﻲ ﺍﺑـ ﺑﯿﺘﻨﻪ ﺍﻟﺴﻬﺮﺍﻥ
ﺃﺭﺩ ﻓﺤﻄﺎﻥ …
ﺃﺭﺩ ﻋﻄﺸﺎﻥ …
ﺃﺭﺩ ﻭ ﺃﺭﻭﯼٰ ﺍﺑﺸﻨﯿﻨﻪ
ﻭ ﺃﻧﺘﻌﺶ ﻓﺮﺣﺎﻥ ..

ﺑﺪﺭ ﻧﺼّﺎﺭﻱ

مطالب پیشنهادی :

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق این سایت برای © 2019 پایگاه خبری تحلیلی التزام - هفته نامه التزام. محفوظ است.