مهاجرت نخبگان، سرمایه انسانی و رشد اقتصادی

التزام - صلاح ابراهیمی: دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز - تحلیل مهاجرت نخبگان یک بخش مهم در ادبیات توسعه اقتصادی است، یک حوزه مهم و نگران‌کننده در این موضوع پدیده فرار مغزها  است، که تاکید می‌کند که یکی از دلایل اساسی محروم‌سازی کشورها از توسعه، پرواز کارگران برگزیده (متخصص) کشورها به کشورهای با استاندارد زندگی بالاتر است. اگرچه تحقیق‌های اخیر تاکید می‌کنند که فرار مغزها می‌تواند یک فشار مثبت پویا برای توسعه نیز باشد(بین ودیگران،  2008).
مهاجرت نخبگان، سرمایه انسانی و رشد اقتصادی

التزام – صلاح ابراهیمی: دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز – تحلیل مهاجرت نخبگان یک بخش مهم در ادبیات توسعه اقتصادی است، یک حوزه مهم و نگران‌کننده در این موضوع پدیده فرار مغزها  است، که تاکید می‌کند که یکی از دلایل اساسی محروم‌سازی کشورها از توسعه، پرواز کارگران برگزیده (متخصص) کشورها به کشورهای با استاندارد زندگی بالاتر است. اگرچه تحقیق‌های اخیر تاکید می‌کنند که فرار مغزها می‌تواند یک فشار مثبت پویا برای توسعه نیز باشد(بین ودیگران،  2008).

اصطلاح فرار مغزها بیانگر انتقال منابع در قالب سرمایه انسانی است و عمدتاً به مهاجرت افراد با سطح تحصیلات بالا از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته اطلاق می¬شود دوکوایر و راپوپورت،  1997). فرار مغزها می¬تواند دو اثر متمایز بر روی رشد اقتصادی داشته باشد. فرار مغزها از یک طرف می¬تواند باعث پرورش سرمایه¬گذاری در آموزش و پرورش یک کشور به¬خاطر وجود بازدهی بالاتر در خارج از یک کشور شود. از طرفی دیگر این پدیده می¬تواند دارای اثرات منفی بر روی اقتصاد یک کشور به¬خاطر جریان مهاجرت واقعی سرمایه انسانی کشور داشته باشد. سودمندی فرار مغزها  (BBD) زمانی اتفاق می¬افتد که وضعیت اول حکفرما باشد و میانگین سرمایه اجتماعی در اقتصاد مهاجرپذیر بیشتر از اقتصاد مهاجرفرست باشد (بین و دیگران، ۲۰۰۱).
بسیاری از مطالعات نیز بر اثرات مثبت مهاجرت بر روی ساختار سرمایه انسانی اشاره می¬کنند؛ اما در نهایت نتیجه¬گیری می¬کنند که این پدیده دارای اثری زیان¬آور است. البته، این دیدگاه از سوی برخی از مطالعات اخیر مورد انتقاد قرار گرفته است. همه این مطالعات با بررسی اثرات مهاجرت بر روی ساختار سرمایه انسانی در چارچوب نااطمینانی بحث می¬کنند. بر اساس این منطق در یک اقتصاد فقیر با پتانسیل رشد اقتصادی نامناسب، بازدهی سرمایه انسانی نیز به احتمال زیاد پایین است.

این پدیده در نهایت به کم شدن انگیزه افراد به فراگیری آموزش و تحصیل که موتور رشد هر جامعه¬ای است، منجر می¬شود. اجازه مهاجرت به افراد این کشور می¬تواند باعث شود که جمعیت آموزش¬یافته این کشور افزایش یابد. با فرض آن¬که تنها بخشی از جمعیت آموزش دیده در این کشور مهاجرت کنند، می¬توان گفت که سطح متوسط آموزش برای باقیمانده افراد در آن کشور افزایش می¬یابد. این نتیجه از مدل¬های ارائه شده در زمینه فرار مغزها زمانی به¬دست می¬آید که نیروی کار ناهمگن بوده و تنها بخش محدودی از جمعیت ساکن در آن کشور دارای مهارت بسیار بالایی باشند (ماونت فورد،  1997؛ دوکوایر و راپوپورت،  1997) و مدل¬هایی که در آن¬ها نیروی کار همگن باشند (استارک  و دیگران، ۱۹۹۸؛ ویدال، ۱۹۹۸) و مدل-هایی که در آن¬ها شرایط اطلاعات ناقص و بازگشت مهاجرین وجود دارد (استارک و دیگران، ۱۹۹۷). 

نحوه‌ای که اقتصاد می‌تواند به سمت دور باطل هدایت شود به این صورت است: اگر جمعیت ماهر در ابتدا کم باشد، نتیجه‌اش پایین بودن دستمزدها و بنابراین مهاجرت تعداد زیادی از کارگران به خارج است. این باعث کاهش بهروری و دستمزدها در آینده می‌شود، که به سمت دور بعدی مهاجرت‌ هدایت می‌کند و این روال ادامه می‌یابد.ما به طور آشکار دور باطل خواهیم داشت که می‌تواند تله‎‌های عدم توسعه ایجاد کند، زیرا باعث کاهش کارگران متخصص، که سرمایه انسانی انباشته‌شده گران‌بهایی هستند، می‌شود (استرلی و نیارکو،  2009).
در مجموع می¬توان گفت که رشد و توسعه اقتصادی از جمله اهدافی است که هر اقتصادی دنبال می¬کند. دلیل این مساله‌، وجود منافع و مزایای فراوانی است که در روند رشد تحقق می¬یابد. اما، دست¬یابی به رشد اقتصادی بالا و پایدار نیازمند پاسخ به این سؤال است که، چه عواملی نرخ رشد اقتصادی را تأمین می¬کند؟ و یا نرخ رشد اقتصادی چگونه و از طریق عوامل و سیاست های مختلف تحت تاثیر قرار می گیرد؟ اقتصاددانان از دیر باز برای پاسخ  چنین سؤال هایی، قسمت عمده بحث های خود را به بیان نظریات رشد اقتصادی اختصاص داده اند.

از اواخر دهه ۸۰  تحقیقات زیادی در زمینه الگوهای رشد انجام گرفت که منجر به ایجاد الگوهای جدیدی به نام « الگوهای رشد درون زا » گردید. این الگوها معتقدند که ساز و کارهای درونی اقتصاد مانند آموزش، سطح مناسبی از علم و مهارت، پژوهش و… در رشد اقتصادی نقش دارند. البته هدف تئوری پردازان رشد درونزا، عدم توجه به عامل سرمایه و فناوری نیست ،‌ بلکه معتقدند هر دوی این موارد از اجزای ضروری رشد هستند اما به کار گیری مجموعه ای از سیاست ها در کنار سرمایه و فناوری، نرخ رشد اقتصاد را تحت تاثیر قرار می دهد.

الگوهای جدید رشد، رویکرد ها و الزامات سیاستی جهت تحقق یک رشد پایدار را گسترش تجارت، توسعه سرمایه انسانی، ارتقاء بهره وری و سیاست های کارآمد دولت می دانند. به عبارت دیگر بر اساس این مطالعات، رشد اقتصادی بر اساس مجموعه ای از ساز و کارها اتفاق می افتد که در این مجموعه، غیر از نهاده های اولیه تولید ، عوامل دیگری نیز دخیل هستند. با توجه به این مسئله اگر زمینه لازم جهت کارکرد این ساز و کارها ایجاد نشود ، نمی توان یک رشد پایدار اقتصادی را انتظار داشت.

 

مطالب پیشنهادی :

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق این سایت برای © 2021 پایگاه خبری تحلیلی التزام - هفته نامه التزام. محفوظ است.