مُجامَله و تملق در معارفه

التزام - دکترجاسم ریحانی - بى شك در فرهنگ ما ایرانیانِ خصوصیات خوبی وجود دارد که جدا شدنی نیستند اما برخی از آن ها نیاز به اصلاح و نقد دارند. مثلاً تعارف در معارفه که اعتدال در آن ممدوح است که گاهی به مُجامَله تعبیر می شود و به آن توصیه هم شده است؛ امام صادق (ع) فرموده «مُجَامَلَةُ النَّاسِ ثُلُثُ الْعَقْل» (اصول کافی، جلد دوم، ص 643) اما تعارف بیش از حدِ، تملق است و مذموم و نشانی از برادری در آن نیست. (ارشاد القلوب، عبدالحسين رضائى، جلد اول، ص 241)
مُجامَله و تملق در معارفه

التزام – دکترجاسم ریحانی – بى شک در فرهنگ ما ایرانیانِ خصوصیات خوبی وجود دارد که جدا شدنی نیستند اما برخی از آن ها نیاز به اصلاح و نقد دارند. مثلاً تعارف در معارفه که اعتدال در آن ممدوح است که گاهی به مُجامَله تعبیر می شود و به آن توصیه هم شده است؛ امام صادق (ع) فرموده «مُجَامَلَهُ النَّاسِ ثُلُثُ الْعَقْل» (اصول کافی، جلد دوم، ص ۶۴۳) اما تعارف بیش از حدِ، تملق است و مذموم و نشانی از برادری در آن نیست. (ارشاد القلوب، عبدالحسین رضائى، جلد اول، ص ۲۴۱)

مُجامَله با تملّق تفاوت دارد، هرچند برخی این دو را با کمی تفاوت به هم نزدیک می دانند و مُجامَله را چرب‏زبانی، چاپلوسی و اظهار محبّت و فروتنی نیز (عمید، فرهنگ عمید) معنا کرده اند. اما به نظر می رسد که اگر مُجامَله که به آن توصیه شده از حد بگذرد به چاپلوسی و تملق منجر شود.
در مکالمات روزمره از مردم عادی گرفته تا عالم و دانشمند و سیاستمدار به دلایلی مانند نشانه محبت یا احساس امنیت و ابراز حمایت از تعارف استفاده می کنند ولی گاهی خودآگاه یا ناخودآگاه چنان بی رویه کلمات و اصطلاحاتِ ضمنِ معارفه بکار می رود که هدفِ مکالمه در سایه ی تعارفات بیش ار حد، کم رنگ شده و تحت الشعاع قرار می گیرد. تعارفاتِ ضمنِ معارفه مانند دیگر خصوصیات اخلاقی اگر از اعتدال خارج شود، پسندیده نیست و برای بینندگان و مستمعان چاپلوسی و تملق به شمار رفته و از نظر اخلاقی مذموم است و گفتار رد و بدل شده اگر همراه با قَسم و قربان و فدا شدن باشد، از مصادیق دروغ و مذموم تر است.
حدِ اعتدال تعارف و معارفه همان معنای لغوی آن هاست یعنی «یکدیگر را شناختن، اظهار آشنایی کردن، به یکدیگر خوشامد گفتن، چیزی به هم پیشکش کردن» است (فرهنگ صبا، حرف ت) و متضادِ معارفه، مُضاربه به معنای ناسازگاری و برخورد است. معارفه و تعارف به معنایی که گفته شد به عنوان خصلت اخلاقی و انسانی ریشه در فرهنگ اقوام دارند و نوع تعارف و معارفه نیز در هر فرهنگی متفاوت از فرهنگ دیگری است.
در فرهنگ اسلامی نیز روایاتِ بسیاری از پیامبر (ص)، ائمه ی معصومین (ع) و بزرگان دین در باره ی آشنایی با دیگران، برخورد نیکو و ابتداء به سلام نقل شده که همراه با توصیه ی قرآنی در سوره ی لقمان به فرزندش در «و اقصد فی مَشیِک» بهترین دستورالعمل در رعایت اعتدال است و می توان در برخوردهای روزانه بکار برد.
در قرآن کریم نیز هرچند به طور مستقیم به نحوه ی آشنایی با یکدیگر اشاره نشده اما می توان نزدیکترین آیه به معنای آشنا شدن را از آیه ی ۱۳ سوره ی حجرات استنباط کرد؛ این آیه پس از بیان خلقت مرد و زن، هدف از ایجاد شعوب و قبایل را آشنا شدن با یکدیگر می داند نه تفاخر و تکاثر و تملق: «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر». در روش برخورد نیز آیه ی ۸۶ سوره ی نساء بهترین شیوه ی برخورد با دیگران توصیه شده است:«وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ حَسیبا».

علل تملق در معارفه
اما اینکه چرا در معارفه، گاهی چنان عنان از کف داده و تملق می کنیم باید شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه را مسبب اصلی بدانیم. برخی معتقدند که بسیارى از مؤلفه هاى فرهنگى مانند معارفه که راه افراط و تفریط مى پیمایند، به خاطر شرایط تاریخى به این مسیر کشیده شده اند. در مجموع می توان به دلایلی مانند بهره ی دنیا، طلبِ جاه و خودنمائى و شهرت، (محمد باقر کمره ‏اى، آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، جلد اول، ص ۱۰۳) اشاره کرد که باعث شده است تاجر مسلکی بودن برخی از مردم، آنها را به تملق وادارد.
افزون بر این، می توان به حسادتِ حسود (ارشادالقلوب، رضایی، جلد اول، ص ۳۱۲) توصیه ی بیش از حدِ خانواده به کودکان به عنوان مرید در احترام به مرادِ خود، احوال پرسی فقیرانه ی نیازمندان و گرسنگان برای رفع حاجت، نشان دادن یا به رخ کشاندن قدرت مالی در میهمانی ها، کسبِ سود و منفعت مادی فروشندگان و خریداران، پوشاندن ضعف شخصیتی، جلوگیری از انتقاد، کسبِ محبوبیتِ کاذب و زمینه سازی برای کسبِ آراء بیشتر در آستانه ی انتخابات اشاره کرد که موجب زیاده روی در تعارفات و رواج تملق می شوند.
اگر تعارف در معارفه را در حد رفتارهای روزمره بررسی کنیم، انواع و اقسام تعارفات را مشاهده می کنیم که می توان آن ها اینگونه تقسیم بندی کرد: ۱- محاوره های از جان گذشتگی. ۲- محاوره های آتشین عشقی. ۳- محاوره های ارادتی. ۴- محاوره های قَسَمی. ۵- محاوره های باکلاسی. ۶- محاوره های تعارفی.(http://www.fanebayan.ir)

نتیجه
نتیجه ی بحث را با ذکر دو نمونه از برخوردِ شایسته و بجای ائمه ی اطهار (ع) و بزرگان دین در خصوص تعارفات روزمره بیان می کنم تا با الگو گرفتن از شیوه و سیره ی آن ها لذت معارفه با دیگران با چهره ی زشت تملق آلوده نشود.
۱-    روزی امام صادق(ع) به همراه فرزندش اسماعیل در مجلسی بودند، یکی از دوستان آن حضرت وارد شد و سلام کرد و سپس نشست، وقتی حضرت از جای برخاستند که از مجلس خارج شوند، آن شخص نیز از جای برخاست و به اتّفاق امام(ع) به راه افتاد، در راه همراه امام بود، تا اینکه به درب خانه امام رسیدند، امام(ع) بدون اینکه به آن شخص تعارف کنند از او جدا شده و وارد خانه شدند، در این هنگام اسماعیل به حضرت عرض کرد: ای پدر چرا به آن شخص تعارف نکردید و نفرمودید داخل منزل شود؟! حضرت فرمود: آمدنش در خانه موردی نداشت (یعنی آمادگی پذیرش او را نداشتم) اسماعیل گفت: اگر تعارف می کردید او خودش نمی آمد. حضرت فرمود: دوست ندارم که خداوند نام من را جزء کسانی ثبت فرماید که در تعارف زیاده روی می کنند.(یعنی تعارف های دروغین می کنند.) (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، اسلامیه، ج۷۲، ص ۴۵۷)
۲-    آیت الله بروجردی(ره) درباره علامه دُرچه‎ای(ره) نقل می کند که:«اغلب غذای ایشان به هنگام ناهار و شام، نان و ماست بود که مختصری نعناء خشک هم به آن اضافه می کردند و کمتر اتفاق می افتاد که غذای پخته مثل آبگوشت داشته باشند. از جمله ویژگی های ایشان آن بود که هنگام غذا خوردن از تعارفات مرسوم خودداری می کردند. یک روز از ایشان سؤال کردیم که چرا در هنگام غذا خودرن تعارف نمی کنید؟ پاسخ دادند: در تمام مواقع خوف آن دارم که تعارفم دروغ باشد و خدای ناکرده جزء دروغگویان محسوب شوم؛ چون افرادی که هنگام غذا خوردن بر من وارد شده اند، یا می دانستم که غذا خورده اند و در این صورت تعارف کردن معنایی نداشت؛ یا احتمال می دادم غذای مرا نپسندند و یا اینکه غذای موجود فقط به اندازه خودم بوده و من هم بی اندازه گرسنه بوده ام. به هر حال چون احساس می کنم در این گونه موارد تعارف بنده معنایی ندارد و شائبه دروغ نیز به آن وارد است، از تعارف خودداری می کنم.» (تقى دُرچه اى، قصه های خواندنی از چهره های ماندنی، تهران، اطلاعات، ص۱۲۱)

 

مطالب پیشنهادی :

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق این سایت برای © 2021 پایگاه خبری تحلیلی التزام - هفته نامه التزام. محفوظ است.