روشنفکران قبیله ≠ قبیله ی روشنفکران

التزام - علی درفش - درگذشت شادروان عباس مقدم را بهانه کرده و این گفتار را چنانچه اثری اصلاحی داشته باشد ثواب آن را به روح آن بزرگوار تقدیم می کنم. نیت خیر است و طبق بشارت باریتعالی "وماتقدموا لأنفسکم من خیرٍ تجدوه عند الله  وهوخیراً واعظمَ اجراً"1 در دیار ما همچون دیگر نقاط مشرق زمین، قدر مرده ها را بیش از زنده ها می دانیم. زنده هایمان از زجر تنهایی می میرند و ما بعد از مرگشان همگی جمع می شویم تا با فاتحه خوانی روحشان را شاد کنیم!!!
روشنفکران قبیله ≠ قبیله ی روشنفکران

التزام – علی درفش – درگذشت شادروان عباس مقدم را بهانه کرده و این گفتار را چنانچه اثری اصلاحی داشته باشد ثواب آن را به روح آن بزرگوار تقدیم می کنم. نیت خیر است و طبق بشارت باریتعالی “وماتقدموا لأنفسکم من خیرٍ تجدوه عند الله  وهوخیراً واعظمَ اجراً”۱
در دیار ما همچون دیگر نقاط مشرق زمین، قدر مرده ها را بیش از زنده ها می دانیم. زنده هایمان از زجر تنهایی می میرند و ما بعد از مرگشان همگی جمع می شویم تا با فاتحه خوانی روحشان را شاد کنیم!!!

غافل از اینکه مرحوم به هنگام زنده بودنش آرزوی دیدن تجمع و اتحاد افراد متفرقه ای بوده است که اکنون بخاطر مراسم ترحیمش جمع شده اند. شادروان عباس مقدم در آخرین دیدارهایش با دوستان، همیشه صحبت از لزوم اتحاد و یکپارچگی گروه ها و مجموعه های مختلف نخبه ها ی شهرمی کرد و متاسفانه آرزوی اتحاد نخبه های شهر را با خود به گور برد. قدر لحظات نقد گرانبهای زنده بودن را نمی دانیم و این لحظات با ارزش و بازگشت ناپذیر را با نواختن بر سازهای اختلاف می گذرانیم. همگی خود را برتر از دیگران، فهمیده تر و نخبه تر و شایسته تر می دانیم. به دیگران حق انتقاد یا اظهار نظر نمی دهیم  زیرا ما حلّال تمام مشکلات و حرف ما وحی مُنزَل، حکم ما حکم مطلق و افکار ما ناب ترین افکار است. در صورتی که نخبه بودن یا به اصطلاح روشنفکر بودن در میزان تحمل آرا و افکار دیگران بخصوص افکار مخالف سنجیده می شود. حفظ آرامش و اعتدال و خونسردی در کنار همفکران و هم مسلکان خودمان هنر نمی باشد بلکه قدرت تحمل افکار مخالف و اقناع و گفتگوی سالم و منطقی هنر می باشد. مشکل از جایی شروع می شود که ما در مورد فکر و ایده، حزب یا گروه یا مجموعه ای و یا حتی فردی خاص، تعصب خام و افراطی داشته باشیم. تعصبی بودن و جزمی  فکرکردن آفت هر جامعه  می باشد و آن را از پویایی و تحرک و در نتیجه پیشرفت باز می دارد. حتی تعالیم مبین دین اسلام نیز ما را از این چنین تعصباتی نهی می کند “ولا تعصبوا تعصب الجاهلیه”. این گونه تفکر های جزمی ریشه در جهل انسانها دارد. همه ی ما درباره نظام طایفه ای و قبیله ای مقاله می نویسیم، برنامه ی تلویزیونی ضبط می کنیم، شعر می گوییم، داستان می نویسیم و بعضی صفات ناپسند نظام قبیله ای و طایفه ای را محکوم می کنیم و این صفات ناپسند را ریشه ی تمام عقب ماندگی جامعه می دانیم. ولی در واقع پایه و اساس بیشتر مشکلات نظام قبیله یا طایفه در تعصبات بی جا و افراطی می باشد. یک شخص متعصب در یک قبیله، بدترین شخص طایفه و قبیله ی خود را بر بهترین فرد قبیله ی دیگر ترجیح می دهد و کورکورانه از وی دفاع می کند و لو اینکه می داند حق با او نیست. شخص متعصب قبیله، گوش به فرمان قبیله و پیرو آداب و رسوم هرچند غلط قبیله ی خود می باشد. هدف ما در این مقاله بحث درباره محاسن و معایب قبیله نیست و تنها به یک مورد آن که همان تعصب کور کورانه می باشد به دلیل ارتباط داشتن به بحثمان اشاره ای کرده ایم.ناگفته نماند که قبیله وطایفه وآداب ورسوم آن محاسن زیادی دارد که جای بحث ان نیست.
نخبه های شهر ما به دلیل زندگی کردن در یک نظام قبیله ای از روی ناخودآگاه از رفتارهای قبیله ای متاثر می شوند. و متاسفانه همان تعصبی را که خود نخبه ها مورد انتقادقرار می دهند ،درتشکل ها ،گروه ها و محفل های روشنفکری  خود به دوش می کشند. در طرفداری از یا مخالفت با فرد، فکر، و یا گروه خاصی دچار نوعی افراط یا تفریط می شوند و این ایده را در سر می پرورانند که هرکس با من است، صحیح است و هر کس با من نیست در اشتباه است و دشمن من است. متاسفانه این نوع تفکر متعصبانه در بیشتر محافل و باندهای به اصطلاح روشنفکر جامعه ی ما رایج و حاکم می باشد.  تعصب”۲″ در فرهنگ لغت  سیاسی به پافشاری و جانبدارای از ایده و یا تفکر خاصی اطلاق می شود که افراد به هیچ وجه آن را قابل تغییر و یا اصلا قابل مناقشه نمی دانند.
مشکل دیگری که مارا ازحل قضایا و یا بهتر است بگوییم از اصل قضایا دور می کند روشنفکرنماها هستند. کسانی که خود را روشنفکر جلوه می دهند تا به اهداف خاصی در جامعه دست پیدا کنند. اصطلاح روشنفکر”۳″  که اصطلاحی وارداتی ازغرب بوده است و به افراد تحصیلکرده ی هنرمند و نویسنده، شاعر، فیلسوف و… که درد های جامعه را حس می کنند اطلاق می شود. این افرادعلاوه بر نشان دادن و تشخیص درد که در واقع نصف درمان است، درمان را هم تجویز می کنند. افرادی صاحب نظر و دانا می باشند که به مسائل و قضایا بدون تعصب نگاه می کنند و قضاوتی منصفانه می کنند.از پیشداوری اجتناب می کنند و بدون دلیل عقلی وعلمی و واقعی نظری نمی دهند. جزمی فکر نمی کنند و با پیش فرض اینکه ممکن است من در اشتباه باشم وارد بحث وگفتگو می شوند با این خصوصیات هر تحصیلکرده ای روشنفکر نیست. بسیاری از تحصیلکرده ها تصور عقل کل بودن را دارند غافل از اینکه همیشه افرادی که دانش کمتری دارند فکر می کنند از همه داناترند. این گونه افراد نه تنها سودی به جامعه نمی رسانند بلکه با دانش کم خود و انگاره ی دانا یی، جامعه را به تباهی می کشانند.
شکسپیر می گوید: دانش کم، خطرناک است. تعصبات بی جا و افراطی ریشه ی اصلاح و پیشرفت را می خشکاند. امام علی (ع) ابلیس را به سبب تکبر و خودبزرگ بینی که ریشه ی آن جهل است، امام المتعصبین می خواند”۴″.
اولین گامی که هر فرد برای پیشرفت خود و جامعه ی خود می تواند بردارد، رهایی از بند تعصبات بی جا و افراطی است. به قول حافظ:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
تعلق و وابستگی آن هم ازنوع افراطی به چیزی باعث ایجاد تعصب می شود. نخبه ها و روشنفکران قبیله های شهر ما همیشه مشکلات جامعه ی وابسته به تعصبات قبیله ای را مورد هجوم و انتقاد قرار می دهند اما خود آنها، قبیله ها و یا طایفه هایی خطرناک تر می سازند. قبیله های روشنفکران

پانوشت ها:
۱- سوره المزمل آیه ۲۰
  فرهنگ لغت سیاسی-fanatisme2-
Intelectual3-
4- نهج البلاغه خطبه ۱۹۲

مطالب پیشنهادی :

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق این سایت برای © 2021 پایگاه خبری تحلیلی التزام - هفته نامه التزام. محفوظ است.