نخوانده ؛ درس شیمی را ۵ / ۱۸ گرفتم !

در مراسم یادبود شهدا که در دبیرستان دخترانه عفاف برگزار شد ؛ سرهنگ لطف ا... دورقی فرمانده ناحیه بسیج شادگان خاطره ای تعریف کرد که چاپش را خالی از لطف ندیدیم . با ما همراه باشید : سال تحصیلی 64 - 65 ما کلاس دوم دبیرستان بودیم . آن زمان تنها دبیرستان شادگان دبیرستان شهید ممبینی بود . همزمان با عملیات والفجر 8 ؛ نیروهای داوطلب را به جبهه می بردند . من و تعدادی از همکلاسیها نیز خودمان را معرفی کردیم ولی به علت
نخوانده ؛ درس شیمی را ۵ / ۱۸ گرفتم !

در مراسم یادبود شهدا که در دبیرستان دخترانه عفاف برگزار شد ؛ سرهنگ لطف ا… دورقی فرمانده ناحیه بسیج شادگان خاطره ای تعریف کرد که چاپش را خالی از لطف ندیدیم . با ما همراه باشید :

سال تحصیلی ۶۴ – ۶۵ ما کلاس دوم دبیرستان بودیم . آن زمان تنها دبیرستان شادگان دبیرستان شهید ممبینی بود . همزمان با عملیات والفجر ۸ ؛ نیروهای داوطلب را به جبهه می بردند . من و تعدادی از همکلاسیها نیز خودمان را معرفی کردیم ولی به علت

سن پایین و جثه کوچکمان اجازه ورود به جنگ را ندادند و بدین ترتیب برای پشتیبانی و انتقال مجروحین عازم منطقه شدیم . بعد از مدتی حضور در جبهه به شادگان بازگشتیم . فصل امتحانات بود و ما برای آنها هیچ آمادگی نداشتیم . یک شب که خواب بودم فردایش امتحان شیمی داشتیم . نه سرکلاس حاضر بودم و نه کتاب را خوانده بودم و با دل نگرانی خاصی به خواب رفتم . در خواب آقایی را دیدم که با کتاب شیمی بطرفم آمد . کنارم نشست و کتاب را باز کرد و با مهربانی خاصی شروع به تدریسم کرد . بعد از مدتی کتاب را تمام کردیم و با لحن خاص و کش داری گفت : این هم پااااایااان … این هم نووونِ پایان .

در این حین از خواب پریدم . تازه داشت اذان صبح می گفت . وضو کرده نماز خواندم . بعد از مدتی به مدرسه رفتم و امتحان دادم . جالب است در آن درس سخت نمره ۵ / ۱۸ گرفتم . این خاطره و فضای خاص آن خواب را هیچگاه فراموش نخواهم کرد.

 

مطالب پیشنهادی :

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق این سایت برای © 2019 پایگاه خبری تحلیلی التزام - هفته نامه التزام. محفوظ است.